السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
95
تفسير الميزان ( فارسي )
اينكه عفو و اغماض كند . * ( « إِنَّه لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ » ) * - بعضى از مفسرين « 1 » در بيان اين جمله گفتهاند : اين جمله مىخواهد بفهماند خداى تعالى به خاطر علاقه و محبت به ظالم ، مظلوم را به عفو تشويق نكرده ، بلكه خواسته است مظلوم به ثواب جزيلى برسد ، چون به او محبت دارد . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : مراد از اين جمله تفهيم اين معنا است كه خدا به هر حال ظالم را دوست نمىدارد ، چه اينكه قصاص از او گرفته باشند ، و چه نگرفته باشند به خاطر اينكه او به حقوق ديگران تجاوز كرده است . اين دو وجه هر چند در جاى خود حرف درستى است ، ليكن سياق آيه و مخصوصا با حائل شدن جمله * ( « فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُه عَلَى اللَّه » ) * در بين تعليل * ( « إِنَّه لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ » ) * و مطلب تعليل شده ، يعنى * ( « وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها » ) * با آن نمىسازد . و نيز ممكن است جمله * ( « إِنَّه لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ » ) * تعليلى باشد براى اين اصل كه جزاى بدى ، بدى است ، بدون در نظر گرفتن همانندى و مساوات . * ( « وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِه فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ) * . . . * ( لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ » ) * ضمير در كلمه « ظلمه » به مظلوم برمىگردد ، و اضافه ظلم به اين ضمير از باب اضافه مصدر به مفعول خودش است . اين سه آيه توضيح و پيشگيرى از شبهه اى است كه ممكن است از آيه قبلى كه فرمود : * ( « فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُه عَلَى اللَّه » ) * به ذهن آيد ، چون ممكن بود كسى كه بر او ظلم شده توهم كند : اين دستور حق انتصار او را ضايع كرده ، و خلاصه اجازه داده همه مظلومين از حق خود صرفنظر كنند . لذا براى دفع اين شبهه فرمود : « كسانى كه بعد از ستم ديدن در مقام گرفتن حق خود برآيند هيچ مانعى جلوگيرشان نيست » و در شرع الهى هيچ مجوزى نيست كه حق آنان را باطل كند . نكته اى كه در اينجا لازم است يادآورى شود اين است كه اگر در اول آيه ضمير مفرد « ظلمه » را به موصول « من » برگردانده ، و در آخر ضمير جمع « عليهم » به همان موصول برگردانده ، عيبى ندارد چون ضمير مفرد به اعتبار لفظ « من » مىباشد ، و ضمير جمع به اعتبار معناى آن . نكته ديگر ، اينكه فرمود : « تنها محكوميت از آن كسانى است كه به مردم ظلم
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 34 .